بهانه ی آرامشمان... عطرسبز نگاهتو بود... که از حجم سرخ تبعید... سر می رفت... دریا را... توان رو گرداندن از نور نیست... و تو عشق را سزاوارترینی... این همه عطر... این همه نور... این همه زندگی... در هوای تو دریا توفانی نمی شود...!!
نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر 1388
، ساعت 09:32 ق.ظ
هنوز هم... چشمانم، نگاهت را...؛ نگاهم، لبانت را... و لبانم، لبانت را نشانه میرود... در طلب یک بوسه...!! هنوز هم زیباست انتظارآغوشت را کشیدن... حتی زیباتر از گذشته...!!