کاش میدانستی...


كاش میدانستم، به چه می اندیشی...!؟
كه چنین گاه به گاه...
می سرانی بر چشم،
غزل داغ نگاه...
می سرایی از لب،
شعر مستانه آه...؛
راز زیبایی مژگان سیاه...
در همین قطره لغزنده
غم، پنهان است...
و
سرودن از تو...
با صراحت؛ بی ترس، باز هم كتمان است...؛
كاش میدانستم، به چه می اندیشی...!؟
رنج اندوه كدامین خواهش...
نقش
لبخند لبت را برده...!؟
نغمه زرد كدامین پاییز...
غنچه
قلب تو را پژمرده...!؟
كاش میدانستی، به چه می اندیشم...!؟
كه چنین مبهوتم...
من فقط جرعه ای از مهر تو را نوشیدم...
با تو ای ترجمه عشق، «
خدا » را دیدم...!
آه ای
میكده ام...
گاه بیداری را...
از من و بیخبری هیچ مخواه...
كه من از
مستی خود هشیارم...
كاش میدانستی، به چه می اندیشم...!؟
كاش میدانستی...
كاش...!!


 
نوشته شده در دوشنبه 29 تیر 1388 ، ساعت 08:33 ق.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  رهایی...


وقتی ستاره نیز...
سوسوی روزنی به
رهایی نیست...؛
آن چشم شب نخفته، چرا پای پنجره...
با آن نگاه غمگین...
تا ژرف
آسمان را...
می کاوید...؟
آن گاه بازمیگشت...
نومید، و...
میگریست...!؟


 
نوشته شده در دوشنبه 29 تیر 1388 ، ساعت 08:28 ق.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  آغوش تو...


در آغوش تو میمرم...
در آغوش سپید پر بهار تو...
در آغوشی که ماتمها از او دورند...
در آغوشی که پستانهای کالش ،
‌چشمه نورند...؛
تو با من باش و از
آسیب، ایمن باش...؛
تو با من باش...
تو را من همچو جامی از
عطش سرشار می خواهم...
تو را در هر نفس ،‌در هر هوس ، در هر هم آغوشی...
چو چشم پر نگاه برکه های دور...
همه شب در کمین بادهای
رهگذر...
بیدار می خواهم...
تو چون من باش ، با من باش ، با پرهیز دشمن باش...
مرا از خویشتن پر کن...
مرا از آتش فریادهای بی سخن پر کن...
مرا با طرح
اندام سپیدت آشنایی ده...
مرا از برق چشمان سیاهت روشنایی ده...!!


 
نوشته شده در جمعه 26 تیر 1388 ، ساعت 05:26 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  زبان مشترک...


در من...

هزار حرف نگفته...
هزار
درد نهفته...
هزاران هزار دریا...

هر لحظه در تپیدن و طغیانند...؛
هر
قصه یک ترانه...
هر
ترانه خاطره ای دیگر...
هر
عشق یک ترانه ی بیدار است...؛

در خاموشی حضورم، حرف مرا بفهم...
یا برای عشق، زبانی تازه پیدا کن...
تا درد مشترک...
زبان مشترکمان باشد...
حرف مرا بفهم و مرا بشنو...
من شعر می نویسم...
تو با ترانه های عاشق من، عاشق...
تو با ترانه های تشنه ی من، دریا...
بر پنج خط ساز سفر،‌ زخمه می شوی...

تو گریه می کنی...
تو لحظه های شعر مرا،‌ در خویش تجربه کرده...
یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار می کنی...
یعنی که با منی...
دیروز...
امروز...
تا هنوز و همیشه...
آیا زبان مشترک این نیست...؟
آن
زبان تازه که می گفتم!؟
آیا
زبان مشترک این نیست...!!؟


 
نوشته شده در جمعه 26 تیر 1388 ، ساعت 04:27 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  باید رفت...


دارم كه بگویم...

اما نباید گفت...؛

شاید این سكوت زیباتر است...

فریاد سكوتم را هیچ كس نشنید...

یا كسی نخواست كه بشنود...

در خود شكستم...

نابود شدم...

باریدم...

و هیچ كس نفهمید كه چه شدم...؛

نه ماه بودم، نه خورشید...

اما هیچ دلی سراغ مرا از آسمان تنهایی اش نگرفت...

گویی ابرها هیچ اند...

و فقط ابرند و باید ببارند...

و تنها باریدم...؛

خسته ام...

خسته از باریدن و تمام نشدن...

خسته از بودن و نبودن...

اما باید رفت...؛

آنكه رفت، رسید...

پس باید رفت و رسید...

و شكوه و عظمت یك دنیا...

هفت آسمان...

و هفت دریا را دید...

طعم شیرین پرواز در اوج هستی را چشید...

و لذت پروانه بودن را با تمام وجود...

در آغوش كشید...!!


 
نوشته شده در جمعه 26 تیر 1388 ، ساعت 01:10 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

آمار بازدید   جستجو


 ا
مروز:  
 بازدیدهای امروز:

 بازدیدهای دیروز:

 کل بازدیدها:

 کل مطالب:

 
 

 



موزیک   لوگوی ما




دانلود این موزیک

 


 

 
                                           


                                                                       

 

خبرنامه   نظرسنجی





 


نظر شما در مورد قالب این وب چیست؟




 


پیوندهای روزانه   مطالب پیشین

مرگ انسانیت...
یک با یک برابر نیست...

آرشیو کامل
 
  غم عشق...
روز میلاد تو...
دلبسته شدم...
بهانه آرامش...
طلب بوسه...
روزگار...
مینوشمت...
زیتون صلح...
محتاج صدا...
دل من...

لبست کامل مطالب ارسالی
 


آرشیو

نویسندگان:
محمد (41)

موضوعات:
مناجات (0)
عارفانه (0)
عاشقانه (38)
عمومی (4)
 

اسفند 1388 (1)
دی 1388 (1)
آذر 1388 (1)
آبان 1388 (1)
مهر 1388 (2)
مرداد 1388 (16)

آرشیو کامل

 

تعداد کل صفحات: 4 ؛ دسترسی به سایر صفحات: 1 2 3 4

 
 
   
      
 

توضیح: بهترین حالت نمایش این وب در مرورگر اینترنت اکسپلورر (IE) و در رزلوشن 768 × 1024 می باشد.

 
 

Copyright © 2009 , Nightdream - designed by rabisoft