ساكت و تنها... چون كتابی در مسیر باد... میخورد هر دم ورق اما... هیچ كس او را نمیخواند...؛ برگ ها را می دهد بر باد... میرود از یاد... هیچ چیز از او نمی ماند... بادبان كشتی او در مسیر باد... مقصدش هرجا كه بادا باد...؛ بادبان را ناخدا باد است... لیك او را هم خدا، هم ناخدا باد است...!!