تبلیغات
.:: رویای شبانه ::.

   
 

   
   
   
   
   
 

 

 

  کبوترهایمان...


روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد...
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت...
روزی كه كمترین سرود...
بوسه است...
و هر انسان...
برای هر انسان...
برادری ست...؛
روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند...
قفل افسانه ایست...
و قلب...
برای زندگی بس است...؛
روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است...
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی...
روزی كه آهنگ هر حرف، زندگی ست...
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم...؛
روزی كه هر حرف ترانه ایست...
تا كمترین سرود بوسه باشد...؛
روزی كه تو بیایی، برای همیشه بیایی...؟
و مهربانی با زیبایی یكسان شود...؛
روزی كه ما دوباره برای كبوترهایمان دانه بریزیم...
و من آنروز را انتظار می كشم...
حتی روزی...
كه دیگر...
نباشم.
..!!

 
نوشته ای از: احمد شاملو


 
نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر 1388 ، ساعت 11:17 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  ناخدا...


ساكت و تنها...
چون كتابی در مسیر باد...
میخورد هر دم ورق اما...
هیچ كس او را نمیخواند...؛
برگ ها را می دهد بر باد...
میرود از یاد...
هیچ چیز از او نمی ماند...
بادبان كشتی او در مسیر باد...
مقصدش هرجا كه بادا باد...؛
بادبان را ناخدا باد است...
لیك او را هم خدا، هم ناخدا باد است...!!


 
نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر 1388 ، ساعت 11:13 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  سرای سینه...


در سرای سینه...
و در هوای بی کسی...
پر شکسته از دلیم و دل بریده از همه...؛
ما به جز جفا...
یا خطا ز دل ندیده ایم...؛
ما بخاطرش رنجها کشیده ایم...
عمر را بی امان پی اش دویده ایم...
ما در این ره...
طعنه ها ز بیدلان شنیده ایم...؛
با وجود غصه ها...
با تمام این گلایه ها...
باز هم دل است...؛
دیدن غصه خوردنش...
برای من مشکل است...!
پس دوباره پرسش دوباره ای...
راستی دلم:
باز هم مثل آن گذشته ها...
میشود به داد من رسی...!؟
مثل یک رفیق بی کلک...
وارهانی ام ز بی کسی...!؟


 
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر 1388 ، ساعت 03:17 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  باران...


بگذار تا ببارد باران...

باران وهمناك...

در ژرفی شب...

این شب بی پایان...

بگذار تا ببارد باران...

اینك نگاه كن...

از پشت پلك پنجره...

تكرار پر ترنم باران را...

وگوش كن كه در شب...

دیگر سكوت نیست...

بشنو سرود ریزش باران را...

امشب صفای گریه من...

سیلاب ابرهای بهاران است...؛

این گریه نیست...

ریزش باران است...

آواز می دهم:

آیا كسی مرا...

از ساحل سپیده شبها صدا نزد...

 

نوشته ای از: حمید مصدق


 
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر 1388 ، ساعت 11:21 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

  نگاه...


صدای قطره های تو...

غرور بی دلیل چشمهای تا همیشه خسته را...

به ناگهان خود...

تباه میكند...

غمی قدیمی و كهن...

كه در تبار ابرهاست...

تمام خلوت سپید آسمان خفته را...

به قطره های ریز ریز دلنشین...

سیاه می كند...؛

حضور تو...

تو ای تبلور شكست بغض من...

تو ای صدای گریه های آسمان...

امید اشك را به این دل هزار پاره و خراب...

به راه میكند...؛

ولی...... چه میتوان نمود...!؟

چه راه بسته ای توان گشود...!؟

كه بغض من اجازه ی شكست را مجاز نیست...

در این دو دیده ام دگر مجال و فرصتی...

 برای هر نیاز نیست...؛

ولی دگر توان بغض در دلم نمانده است...

به لحظه ای دگر نمیتوان پناه برد...

گناه می كند...

چو اشك من گذر ز چشم تر نمود...

تمام خاطرات رفته را...

همیشگی تر از تمام لحظه ها و آه ها...

توان گشود...؛

سكوت روز اول و سپید...

سكوت روز آخر و سیاه...

تو رفته ای و چشم من كنار ابرهای آسمان و دل...

به روزهای تا ابد بدون تو...

چه اشكبار و بی گناه...

نگاه میكند...!!


 
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر 1388 ، ساعت 11:13 ب.ظ

نظرات ()

توسط: محمد

آمار بازدید   جستجو


 ا
مروز:  
 بازدیدهای امروز:

 بازدیدهای دیروز:

 کل بازدیدها:

 کل مطالب:

 
 

 



موزیک   لوگوی ما




دانلود این موزیک

 


 

 
                                           


                                                                       

 

خبرنامه   نظرسنجی





 


نظر شما در مورد قالب این وب چیست؟




 


پیوندهای روزانه   مطالب پیشین

مرگ انسانیت...
یک با یک برابر نیست...

آرشیو کامل
 
  غم عشق...
روز میلاد تو...
دلبسته شدم...
بهانه آرامش...
طلب بوسه...
روزگار...
مینوشمت...
زیتون صلح...
محتاج صدا...
دل من...

لبست کامل مطالب ارسالی
 


آرشیو

نویسندگان:
محمد (41)

موضوعات:
مناجات (0)
عارفانه (0)
عاشقانه (38)
عمومی (4)
 

اسفند 1388 (1)
دی 1388 (1)
آذر 1388 (1)
آبان 1388 (1)
مهر 1388 (2)
مرداد 1388 (16)

آرشیو کامل

 

تعداد کل صفحات: 9 ؛ دسترسی به سایر صفحات: ... 4 5 6 7 8 9

 
 
   
      
 

توضیح: بهترین حالت نمایش این وب در مرورگر اینترنت اکسپلورر (IE) و در رزلوشن 768 × 1024 می باشد.

 
 

Copyright © 2009 , Nightdream - designed by rabisoft