محمد آقا کیه:
یه پسرک بیست و اندی ساله که تو یکی از روزهای ماه بهشت به دنیا اومده... دانشجوی رشته کارشناسی شیمی کاربردیه [دانشگاه آزاد واحد ساوه]... با والدین محترمش زندگی میکنه... دو تا داداش داره که جفتشون لیلیلیلی کنان رفتن خونه بخت (نازی جفتشون!!)... خب بگذریم؛... طفلی آبجی نداره هر چند خیلی دلش می خواست لااقل یه دونه داشته باشه...
بیشتر اوقات آروم و کم حرفه...
معمولا میخنده ولی به قول مامانش یه مقداری غرغروئه !
نسبتا زودرنجه ولی به سرعت هم فراموش می کنه! و البته داره سعی می کنه که این خصیصه اش رو کنار بذاره چون به این اصل معتقده که مرد باید محکم باشه نه نازنازی!
در کل یه بچه مثبته [ مگه فقط خودش بگه! ] اما کلی هم بدی داره...
اما از اونجایی که آدمها معمولا خوبی هاشون رو به رخ دیگرون می کشن و بدی هاشون رو زیاد تو چشم نمی یارن، اونم از این قانون تبعیت می کنه و...
یه جورایی زیادی مهربونه...
یه چند وقتی (از بهمن 89 تا الان که مهر 90 هستش) رو بنا به دلایلی نتونست بیاد این دورو برا و اینجا از بس که خلوت شده به جای رویای شبانه شده خلوتگه راز (!!) اما ایشاله اگه دوباره مشکل خاصی به وجود نیاد تصمیم داره کم و بیش بیاد و سر و سامونی به اوضاع بده...
بگو ایشاله...
ایشاله...
حالا تو این وبلاگ چی کار میکنه:
اول از همه دعا به جون شما! (تیکه کلام همیشگیشه)
بعد از اون اینجا رو کرده محلی برای گفتن آرزوها، دردها، اشک ها و لبخند هاش... اینجا همدم تنهایی هاشه، شاید یکی از بهترین تفریحاتش همین باشه شایدم نباشه خدا رو چه دیدی؟!...
بعضی از شعرها و متن های این وب نوشت زاده قلب و روح خودشه (راستی به روح هم اعتقاد داره ها!) و بعضی هاشون از این طرف و اونطرف سرقت شده که به دلیل عدم وجود قانون کپی رایت و کپی در کپی شدن اون مطالب صاحب و نویسنده مشخص و معلومی نداره تا اسمشو زیر اثر مربوطه ذکر کنه!
بریم ببینیم محمد آقای گل ما چی دوست داره:
خدا، زندگی، مامان و بابا، گرافیک، آدمها، یه کوچولو مطالعه، هایده، خندیدن، اینترنت در حد اعلا، بنجامین لاینوس (بازیگر فیلم لاست)، فاطی کوچولو (نی نی خالش که کم کم داره واسه خودش خانومی میشه)، تنهایی، کنجکاوی یه مقدار، سفر به اعماق (حالا هر چی شد)، طراحی وب، رانندگی، وبلاگشو!